دنــیـای شـیـرینـمــان ایـن بـار بـا چـشـمـکـی زیـر و رو شـد
نه آنــقدر عـظــیم بـود کـه از پـایمــان در آورد
نه آنـقـدر کـوچــک کـه بـه چـشــم نیایـد
مثــل هــمیشـه
مــن بـودم و تـو
تـو بـودی و مــن
...شــیریــنی لحــظـه اش بـا بـودنـشـــــــان تـکــمـیل شــده بود...
مـی خــواسـتیـم مــــــا شـویـم. به هــمـیـن سـادگــی........
سلطـان قـلبمان شــده بــودآن ثـانـیه ها،آن لحظه ها،آن بعـدازظهرهــــا
و چـه خـوب کــه شــیریـنی بـه ظــاهـرش دنیـــای بـاهـم بـودنـمان را ویـران نــکرد.
شـــیریـــن مــن ،دنیـــــای تـــو
تــــنها ســهـم از زنـگــیمان هــمیـن با هم بـودن اســت.
و هــــــزارهـــــــزار بـار خــدایـمــان را شکــر و سپاس که هرچــه
بـود بـه کـوتـاهـی چـشــمکی بـود و بــــس
نـه صــبر ایـوبـی مـیخــواهـی،نـه ســلــطــان قـلبـی میخواهم
- لحـظـه لحـظـه ی دنـیــایـم بـا بـودنـت شـــیریــــن اســـت
شیــریــــن من
همـــیـشـه میمـــانـم.
همـــیشــه بــمـــــان.
که هــرچــه هــســت هــمیـــن دنیـــــای شــیریـــن اســــت.
دنیـــــــا و شیــــریــــــــن

نه به خاطر دلی که نداشتمُ و سوزوندیش
نه به خاطر خاطره هایی که موندگار نبودن و به جاشون گذاشتی
بـه خـــاطـر زنــدگـــیـم
به خاطر بیست سالی که به بازیش گرفتی
به خاطر آزادی که داشتمُ و حالا چیزی ازش نمونده
نـمـی بخـشـمـت
به خاطر حرمتی که پیش خدای خودم داشتم و حالا ندارم
به خاطر تمام زندگی که ازم گرفتی
و می بخشمت
می بخشمت به خودت
به تو که محتاج بخششی......
به تو که محتاج ترحمی.......
به تو که محتاج محبـتی ......
می بخشمت به خودت
به قلم :دنـیـــا در جمعه 1386/12/24 ساعت 2:1 موضوع | لينک ثابت
درباره وبلاگ

سهم از با هم بودنمان
دنیـــــــــــــــــــایی شیـــــــــــــــــرین
از خاطره است.
من ،دنیا به کمک دوستم شیرین،این وبلاگ رو زدیم تا همیشه یا دمون بمونه تا کجا ها با هم همقدم و هم نفس بودیم...
دوتا ایمون دانشجوی رشته کامپیوتر هستیم.
من متولد 20/5 هستم و شیرین 15/6
هر جا هستیم و هر کاری میکنیم با همیم
خلاصه که دنیایی شیرین ،خاطره داریم از با هم بودنمون.
.
.
.
.
حالا شما همراه عزیز،از اینکه قدم گذاشتی به حریم ما....
مقدمت هزار هزار بار گل باران
فهرست اصلي
درد دلاي غريبانه
همراهان
نوشته هاي خاک خورده
طراح قالب
POWERED BY