می آید
وبازعطر نفس هایش همه جا راپر می کند
عطر تنش تمام تنم را
می آید و باز من از زمین می رویم
تمام وجودم چشم می شود و
تمام وجودش را به نظاره می نشیند
سراسر عشق و شور می شوم
از آمدن مردی
سوار بر اسبی سفید
از آمدن
اویی که رویــــا ها را با مهـــر خود
قصری کرده به بلندای
عظمت عشقم
می آید...

به قلم :دنـیـــا در جمعه 1388/03/15 ساعت 3:40 موضوع | لينک ثابت
درباره وبلاگ

سهم از با هم بودنمان
دنیـــــــــــــــــــایی شیـــــــــــــــــرین
از خاطره است.
من ،دنیا به کمک دوستم شیرین،این وبلاگ رو زدیم تا همیشه یا دمون بمونه تا کجا ها با هم همقدم و هم نفس بودیم...
دوتا ایمون دانشجوی رشته کامپیوتر هستیم.
من متولد 20/5 هستم و شیرین 15/6
هر جا هستیم و هر کاری میکنیم با همیم
خلاصه که دنیایی شیرین ،خاطره داریم از با هم بودنمون.
.
.
.
.
حالا شما همراه عزیز،از اینکه قدم گذاشتی به حریم ما....
مقدمت هزار هزار بار گل باران
فهرست اصلي
درد دلاي غريبانه
همراهان
نوشته هاي خاک خورده
طراح قالب
POWERED BY