می آید

وبازعطر نفس هایش همه جا راپر می کند

عطر تنش تمام تنم را

می آید و باز من از زمین می رویم

تمام وجودم چشم می شود و

تمام وجودش را به نظاره می نشیند

سراسر عشق و شور می شوم

از آمدن مردی

سوار بر اسبی سفید

از آمدن

      اویی که رویــــا ها را با مهـــر خود

قصری کرده به بلندای

عظمت عشقم

می آید...

                   

 

 


 

به قلم :دنـیـــا در جمعه 1388/03/15 ساعت 3:40 موضوع | لينک ثابت